سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
تبلیغات در پارسی بلاگ
کد جاوا اسکریپت

کد موسیقی برای وبلاگ

دل شکسته
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
تبلیغات در پارسی بلاگ

دل شکسته

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب. نخند!
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز از آدامسهایش نمی خری.نخند!

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ای کوتاه معطلت کند.نخند!
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.نخند!
به دستان پدرت،
به جاروکردن مادرت،
به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،
به راننده ی چاق اتوبوس،
به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،
به راننده ی آژانسی که گاهی مواقع چرت می زند،
به پلیسی که سرچهارراه با کلاه صورتش را باد می زند،
به مجری نیمه شب رادیو،
به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند،
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی،
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان،
به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،
به مردی که در خیابانی شلوغ ماشینش پنچر شده،
به مسافری که سوار تاکسی می شود و بلند سلام می گوید،
به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،
به زنی که با کیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی
نخند ...
نخند که دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!
که هرگز نمیدانی آنها چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!
آدمهایی که هرکدام برای خود و خانواده شان همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،
بار می برند،
بی خوابی می کشند،
کهنه می پوشند،
جار می زنند،
سرما و گرما می کشند،

و گاهی خجالت هم می کشند ...
انسانهای بزرگ، دو دل دارند؛

دلی که درد می کشدو پنهان است
و دلی که می خندد و آشکار است.


نوشته شده در پنج شنبه 92/9/28ساعت 6:33 عصر توسط sajjad69 نظرات ( ) | |

روی شیشه با خط  قرمز نوشته بود آی سی یو


و من بـیـخـود ، داشتم فکر میکردم " آی سی یو ” یعنی

 ”مـیـبـیـنـمـت ” 


پرستار با وحشت داد میزند ، بیمار از دست رفت ، من کبود شده ام


 ،از دست میروم ، شک میدهند ، از 


تخت میجهد جسم مرده ام . . .


خط مانیتور مراقبت های ویژه هنوز صاف است !


هیچکس نمیداند که فقط تنفس مصنوعی کار ساز است آن هم


 مکرر از لبهای تو  !


جـسـمـم که رفت . . 


من روحم بیخود فکر میکند 


"آی سی یو"  یعنی " میبینمت

آپلود عکس


نوشته شده در یکشنبه 92/9/24ساعت 9:27 عصر توسط sajjad69 نظرات ( ) | |


دست به صورتم نزن !


می ترسم بیفتد . . .


نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد . . .


سیل اشک هایم تو را با خود ببرد . . .


و باز من بمانم و تنهایی . . .


 دست به صورتم نزن ! می ترسم بیفتد . . . نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد . . . سیل اشک هایم تو را با خود ببرد . . . و باز من بمانم و تنهایی . . .


نوشته شده در چهارشنبه 92/9/20ساعت 9:1 عصر توسط sajjad69 نظرات ( ) | |


پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود
در یخچال را باز می کند
عرق شرم ... بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد

...
... کمی آب در لیوان می ریزد
صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "
پدر این را می داند: پسر کوچک اش چقدر بزرگ شده است

خیلی دردناک است
 

نوشته شده در یکشنبه 92/9/17ساعت 8:41 عصر توسط sajjad69 نظرات ( ) | |


 
 
می‌ گویند ساده ام
می گویند تو مرا با
یک جمله،
یک لبخند، به بازی‌ میگیری...
می ‌‌گویند ترفند‌هایت، شیطنت هایت و دروغ هایت را
نمی فهمم...
 
می‌‌ گویند ساده‌ام
اما تو این را باور نکن‌
من فقط دوستت دارم ، همین
و آنها این را نمی‌‌فهمند.....!
  
این تنـــها دردیست که مــرا
سخــت آزار میدهــد(...)

+ نوشته شده در جمع

نوشته شده در جمعه 92/9/15ساعت 10:45 صبح توسط sajjad69 نظرات ( ) | |

<      1   2   3   4   5   >>   >
قالب وبلاگ : قالب وبلاگ


تبلیغ رایگان - سریال node32 - تینا تولز - تشریفات - پنجه | فروش بک لینک انبوه - آموزشگاه - آگهی رایگان - تبادل اطلاعات